اه باران,باران,شیشه ی پنجره را باران شست,از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست
About
بنام پاکی چشمانت دستان مرا بگیر حسرت نمی گذارد تو را فراموش کنم و عشق مانع ایست قلبی و تنها نگاه تو میتواند مانع از این مرگ شود دوستت دارم و میخواهم کنار من بمانی بگذار این حسرت به واقعیتی تبدیل شود و در کنارت بودن را احساس کنم ای کاش می توانستی دیدگان شسته شده از اشک مرا ببینی و دستان مرا در حالی که تورا نشانه رفته اند و تنها با صدای قلب تو خو گرفته اند را احساس کنی لحظه لحظه های تنهایی من با تو و یاد تو پر می شود و بدان تنها تو دلیل زنده بودنی راهی ست راه عشق که هیچ کناره نیست انجا جز انکه جان بسپارند چاره نیست