تبليغاتX
میروی بی توولی ثانیه هاغمگین است

میروی بی توولی ثانیه هاغمگین است

اه باران,باران,شیشه ی پنجره را باران شست,از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست

من به خودم مي گويم :
چه كسي باور كرد جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاكستر كرد؟
داستانها دارم از دياران كه سفر كردم و رفتم بي تو
از دياران كه گذر كردم و رفتم بي تو
بي تو مي رفتم و مي رفتم
تنها تنها
و صبوري مرا كوه تحسين مي كرد.
  حميد مصدق

+نوشته شده در جمعه 5 مهر1387ساعت2:43 AM توسط كيميا | < عشقي به مولا> |