سلام خوبین؟ من شرمندم واقعاٌ که دیر دیر آپ می کنم خودم دوست دارم زود آپ کنم ولی کامپیوترم خرابه باید بیام کافی نت اونم وقت نمی شه.....
دفعه بعد حتماٌ عکس امیر علی (خواهر زاده گلم ) و براتون می زارم.
شما ولی بی معرفت نباشین اگه من آپ نکردم برام نظر بزارین هیچی نباشه از حاله هم با خبر می شیم.
قربانتون بای
کیمیا
+نوشته شده در پنجشنبه 6 اردیبهشت1386ساعت9:7 PM توسط كيميا |
< عشقي به مولا>
|
About
بنام پاکی چشمانت دستان مرا بگیر حسرت نمی گذارد تو را فراموش کنم و عشق مانع ایست قلبی و تنها نگاه تو میتواند مانع از این مرگ شود دوستت دارم و میخواهم کنار من بمانی بگذار این حسرت به واقعیتی تبدیل شود و در کنارت بودن را احساس کنم ای کاش می توانستی دیدگان شسته شده از اشک مرا ببینی و دستان مرا در حالی که تورا نشانه رفته اند و تنها با صدای قلب تو خو گرفته اند را احساس کنی لحظه لحظه های تنهایی من با تو و یاد تو پر می شود و بدان تنها تو دلیل زنده بودنی راهی ست راه عشق که هیچ کناره نیست انجا جز انکه جان بسپارند چاره نیست