تبليغاتX
میروی بی توولی ثانیه هاغمگین است

میروی بی توولی ثانیه هاغمگین است

اه باران,باران,شیشه ی پنجره را باران شست,از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست

 

امشب به تو فکر ميکنم در خلوت بي خوابي ام

حتي اگر عاشق تو بودن اشتباه است

قلبم مرا مجبور ميکند که اشتباه کنم

چون در وجود تو گم شده ام

و طاقت اين را ندارم که در کنار تو نباشم

هر چه دارم فدا ميکنم تا بتوانم تنها يک شب ديگر در کنار تو باشم

حاضرم جانم را به خطر بندازم

تا تو را در کنار خود حس کنم چون تحمل اين را ندارم

که با خاطره اهنگمان زندگي کنم

هر چه دارم امشب فداي عشق تو ميکنم

اياتو ميتواني احساس مرا درک کني؟

که در خيال به چشمان تو نگاه ميکنم و ميتوانم تو را در ذهنم به وضوح

روشن و رخشان ببينم

در حالي که تو بسيار از من دور هستي

مانند ستارهاي در دور دستها که ارزويم را به ان ميگويم

سلام کیمیا

دلم خیلی گرفته خیلی خستهام یادم بنداز یه چیزه مهمه که نه ولی برات تعریف کنم بخندیم

ولی الان خیلی دلم گرفته

تا بعد

پی نوشت: دوستای عزیزم که میاین و سر میزنین قربون معرفت همتون احسان جان سلما رامونا مهردا سپیده پدیده جان و همه ی دوستانم که حافظه ندارم منو ببخشین همتونو دوست دارم بازم به ما سر بزنین که خیلی خوشحال میشیم

دوستون دارم بای

عسل بانو

+نوشته شده در جمعه 29 مهر1384ساعت11:28 PM توسط كيميا | < عشقي به مولا> |

شجاعترین قلبها و نیرومندترین جانها هستی

روشنایی من در تاریکی هستی و جایی هستی که خانه مینامم

میتوانی بگویی اوضاع بسیار خوب است

اما میدانم در حال نابود شدن از درون هستی این را در چشمانت میبینم

حتی اگر شب تنها و هراسان مواجه شوی

در انجا کنارت خواهم بود

هنگامیکه ط.فان قلبم هر روز بی پایان

هر لحظه ای که زندگی میکنم وعده ای است که به تو میدهم

عزیزم چیزی است که تقدیم خواهم کرد

اگر این چیزی ایت که نیاز داری

میتوانی در اغوشم بخوابی و مجبور به توضیع نیستی

هنگامیکه قلبت فریاد می کشد

عزیزم مرا نجوا من

در جستجوی تو بودهام

هنگامیکه تندر با خشم در غرش بود

تو عشقت را به من تقدیم کرده ای

هنگامیکه همچون خورشیدی که از میان زخمی میتابد لبخند میزنی

انجا در کنارت خواهم بود

همچو صخره ای خواهم ایستاد

خم خواهم شد تا اینگه نابود شوم

مادامی که چیزی برای نثار کردن ندارم

اگر این چیزی است که نیاز داری

تمام زندکیام را به خطر خواهم انداخت

خواهم جنگید خونریزی خواهم کرد

زندگی ام را فدا خواهم کرد

اگر این چیزی است که نیاز داری

 در میان بادو باران در میان دود و اتش

هنگامیکه ترسها جلوه گر میشوند

هنگامیکه موجها بلندتر میشوند

قلبها را فدا خواهم کرد روحم ,جسمم را

در سراسر شب منتظر خواهم ماند

و هرگز اجازه نخواهم داد که بروی

 

+نوشته شده در دوشنبه 25 مهر1384ساعت10:41 PM توسط كيميا | < عشقي به مولا> |

سلام کیمیا جونم

عزیز دلم من قالبو عوض کردم

نانازم اگه خوب نیست بگو عوض کنم

دوستای مهربون چه دوستای کیمیا چه من ممنونم

بانوی صحرا غربت منو تو سپیده جون حامد جان مهرداد جان و .....

ممنونیم از همگی دوستون داریم

کیمیا جونم از دفه دیگه اپ درستو حسابی میکنم

قربونت

تا بعد بای

+نوشته شده در دوشنبه 25 مهر1384ساعت10:34 PM توسط كيميا | < عشقي به مولا> |

سلام کیمیا جونم

من دختر ماه

خوبی

کیمیا گشنمه

سره کلاس بوداااااااااااااا

کیمیا دلم برات تنگ بید

دوست دارم

منو ببخش چون اپ نکردم

بوس

+نوشته شده در یکشنبه 24 مهر1384ساعت11:33 PM توسط كيميا | < عشقي به مولا> |

سلام امیر احسان جان مرسی از اینکه به من سر زدی. وبلاگی که از خودت دادی آدرسش درست نیست. من نتونستم واردش شم.

از دوستان عزیزم : رضا ... پدیده و میلاد ... مهسان ...و سپیده عزیز ممنونم از این همه لطف.

 قربانت کیمیا

+نوشته شده در شنبه 23 مهر1384ساعت10:30 PM توسط كيميا | < عشقي به مولا> |

دست تو ، تو دست من بود                دلت اما جاي ديگه                 تو خودت خبر نداري

اما چشمات اينو مي گه                    مدتي بود حس مي كردم            كه دلت يه جا اسيره

پشت پا زدي به بختت                    كي واست جز من ميميره

تو مي گي يه وقتا گاهي                   پيش مي آد يه اشتباهي            نه ديگه ، ديگه نمي شه

                                                          واسه تو نمونده راهي    

ديگه ديدنم محاله                       ديگه برگشتن خياله                     سزاي كارت همينه

                                                    دل از اون نگات بيزاره    كيميا 

+نوشته شده در جمعه 22 مهر1384ساعت3:38 PM توسط كيميا | < عشقي به مولا> |

عاشقان بخوانند :

آهای عاشقان اینک که پا به این دام گذاشته اید با صداقت عشق را ابراز کنید تنها عاشق یک دل باشید تنها به یک نفر دل ببندید و با یکرنگی و یکدلی زندگی کنید.

آهای عاشقان به عشق خود وفادار باشید تا پایان راه با عشق باشید و از ته دل عشق را دوست داشته باشید.

آهای عاشقان از تمام وجود عاشق شوید و با ارده و اطمینان پا به این راه بگذارید.

آهای عاشقان نه لازم است مجنون باشید و نه فرهاد تنها خودتان باشید . همین و بس

آهای عاشقان عشق را برای قلبش بخواهید نه برای هوس و خوش گذرانی و گذراندن لحظه های زندگی با هدف عاشق شوید و با عشق از این دنیا بروید.

ودر آخر: عاشقان ساده نباشید عشق را از ته دل بخواهید و انتظار عشق را حتی تا پای مرگ بکشید.

کیمیا

+نوشته شده در جمعه 15 مهر1384ساعت1:37 PM توسط كيميا | < عشقي به مولا> |

سلام به همه ي اونايي كه مارو قابل دونستن و برامون چند كلمه اي نوشتن . از همتون ممنونيم. همه مي گن شعرات عاشقونس ولي به قيافت نمي خوره اينجوري باشه. آخه تو بگو مگه بايد به قيافت بياد من شعراي عاشقونه رو دوست دارم. اونم خيلي.خوب اصلاٌ يه كاري مي كنيم شما بگيد چه نوع شعري دوست داريد من در مورد همون مي نويسم.خوبه؟ منتظر نظراتتون هستم. قربانت كيميا

+نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر1384ساعت2:50 PM توسط كيميا | < عشقي به مولا> |

چه نگاه آشفته اي ، اي چه صداي دلنشيني تو تمام اميد مني ، اي كاش مانند رهگذري بودي كه در طول عمر خود تو را يكبار مي ديدم ، اي كاش كور بودم و هيچ وقت تو را نمي ديدم ، اي كاش قلبي در سينه نداشتم كه با ديدن تو به تپش آن سرعت بخشد ، اي كاش در پشت هر آشنايي جدايي نبود و اي كاش مي دانستي كه در كوچ پرندگان كسي در انتظارت است:

تقديم به دوستي كه دوستدارش منم

تقديم به غروري كه مغرورش منم

تقديم به مجنوني كه مجنونش من

 کیمیا

 

+نوشته شده در دوشنبه 4 مهر1384ساعت6:20 PM توسط كيميا | < عشقي به مولا> |