تبليغاتX
میروی بی توولی ثانیه هاغمگین است

میروی بی توولی ثانیه هاغمگین است

اه باران,باران,شیشه ی پنجره را باران شست,از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست

 

پرواز کن

 

پرواز کن پرواز کن ای بال کوچک

پرواز کن بر فراسوی خیال

همچو لطیف ترین ابروسفیدترین کبوتر

برفراز باد بهشت

از کنار سیارات و ستارگان

ترک کن دنیای تنهای ما را

از غصه و رنج بگریز

و دوباره بال بگشای

پرواز کن پرواز کن ای گرانبها

سفربی پایان ات اغاز گردیده

شادی لطیف ات را با خود ببر

بسیار زیبا بخاطر این

به ان طرف ساحل حرکت کن

انجا برای همیشه صلح و دوستی بر قرار است

اما خاطرات تلخ و شیرین را در ذهن نگهدار

تا اینکه یکدیگر را ملاقات کنیم

پرواز کن پرواز کن وبیم نداشته باش

حتی یک دو را نیز از دست مده,هیچ اشکی مریز

قلبت پاک است و روحت ازاد

به راه خود برو و منتظر من منشین

بر فراز گیتی صعود خواهی کرد

ماورا دست زمانه

ماه بالا خواهد امد و خورشید غروب خواهد کرد

اما من فراموش نخواهم کرد

پرواز کن پرواز کن بال کوچک

+نوشته شده در سه شنبه 25 مرداد1384ساعت10:49 AM توسط كيميا | < عشقي به مولا> |

 

نمیدانم

 

 

کوهی از سنگ با دروازه ای پولادین

نمیتواند سر راه من بایستد,و من پیش میروم

ماشین هايي بي رحم‘قوانين سخت استوار

نمي توانند از سرعت من بكاهندومن یش میروم

اموخته ام که چگونه رفتار کنم و چه وقت بجنگم

می دانم حقیقت چیست,می دانم راستی چیست

نمی ترسم,همچون یک کبوتر زخمی

نمی توانم در دنیایی چنین بی رحم,مهربان باشم

یقین دارم که میتوانم با سرمای سخت مواجه شوم

اما زندگی بدون تو ,نمیدانم

بادهایی که از جانب قلب می وزند میتوانند مرا نابود کنند

اما بر می خیزم و هدفم را دنبال میکنم

مزه ی ترس را چشیده ام,سهم من از رنج

اشکهایی بیهوده برای عشقی بیهوده

بسیار صمیمانه تو را در اغوش گرفته ام و می فشارم

و اکنون با تمام وجود از تو میخواهم که بمانی

 

+نوشته شده در شنبه 15 مرداد1384ساعت8:55 PM توسط كيميا | < عشقي به مولا> |